نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

نقد و بررسی نمایشگاه

کلمات

همه آن‌هایی که نجف را می‌شناسند، او را در ابتدا شاید با نثر محسورکننده‌اش به خاطر بیاورند. نوشتن درباره کار فردی که نوشتن به وجود آمده تا او بنویسد برایم بسیار دشوار است و امیدوارم او را از این‌که درباره‌اش می‌نویسم ناامید نکرده باشم.
البته نمایش کلمات، باز هم میزان درگیری او را با نوشتن و اساساً کلمات، در لایه‌هایی عمیق‌تر و بسیار شخصی‌تر به تصویر کشیده است. نجف وارد شدنش به جهان کلمات و حتی بخشی از شناختش از جهان را، از برادر بزرگ‌ترش احمد که کارش جابه‌جایی کلمات (مکتوبات اداری) بوده است می‌داند، و آن‌را این‌گونه بازگو می‌کند: «وقتی که طفلی خرد بودم و او سعی می کرد واژگان را جابه‌جا کند و آن‌ها را یک‌جوری کنار هم بچیند تا من قانع شوم که جهان روی لاشه‌ی نهنگی عظیم است، استوار بر شاخ گاوی فربه که اگر بغرد زمین می‌لرزد و جهان ویران می شود، و چه آن‌زمان که من با کار جهان آشناتر شدم و او از کردار آن آگاه‌تر، آن اندازه که با قهقهه گفته‌های کهنه‌ی خودش پیرامون وضع ایستایی جهان را مهمل می‌دانست و هر اندازه که می‌توانست تلاش کرد آن‌ها را در ذهن من تصحیح کند، کلمه به کلمه، مثال آکاکی آکاکیوویچ نیکلا گوگول که به‌طور مدام در حال پاک‌نویس‌کردن بود.»
به نظر می‌رسد «کلمات» تنها تصویر و فرم قابل‌فهم و بازشناسایی از جهان روبروی احمد، برادر نجف، در آخرین روزهای عمرش است. همان جهانی که زمانی به کردارش آگاه بود!

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار