نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

نگاه هنرمند

پرهام تقی‌اف

هنر معاصر ایران دست‌آوردی است متاثر از مدرنیسم که در مسیر جهانی‌شدن و در عصر ارتباطات، بستری مناسب برای ابرازوجود یافته است. این بستر چه ضرورتی تاریخی باشد و خودجوش و چه پروژه‌ای برنامه‌ریزی‌شده و تحمیلی، واقعیتی است پیش روی ما همراه با فرصت‌ها و لغزش‌هایش. امروز بیش از این‌که درگیر آن باشیم که حال حاضر را عصر مدرنیته بازاندیشانه بنامیم یا پسامدرن، نیاز به تلاشی مضاعف داریم برای فهم بهتر و عمیق ویژگی‌ها و فرایند شکل‌گیریش که امروز با شتاب زیادی در حال تاثیرگذاری بر شیوه نگرش و زیست ماست. با این مقدمه پرسش مهمی که امروز پیش روی ما قرار گرفته آن است که با تکیه بر اندیشه، آموزش واقتصاد بومی و ویران‌کردن مفاهیم و تولید موهومات در انزوا تا چه‌اندازه و چگونه می‌توان در این گذار تاریخی بستری برای نوآوری، رشد و توسعه هنر معاصر فراهم کرد؟ شاید پاسخ را بتوان در شواهدی یافت که در سال‌های اخیر با آن مواجه شده‌ایم: برگزاری بازارهای محلی فروش آثار هنری با عنوان ”آرت‌فیر”، نظام آموزشی متوهم و نخوت‌زده، پایین بودن سطح کیفی آموزش آکادمیک، ریزش، انزوا و عدم شکل‌گیری نهادها و بنیادهای مستقل پژوهشی، سوداگری، عدم شفافیت و همچنین ایجاد حباب مالی در اقتصاد هنر و… این نمونه‌های موردی تنها به عنوان بخشی از نمونه‌های موجود به ما یادآوری می‌کنند که این نوع نگرش و رویکردها نه‌تنها فرصتی در بستر جهانی‌شدن برای هنر معاصر ایران فراهم نکرده‌اند، بلکه در حال تدوین برنامه‌ای برای منزوی‌کردن اندیشه، آموزش، اقتصاد هنر و نوعی اگزوتیسم آگاهانه‌اند. از آن‌جا که جهانی‌شدن و مقاومت محلی به‌نوعی دو پدیده همزاد بوده‌اند، شاید به‌وجودآمدن شرایط کنونی اجتناب‌ناپذیر باشد و ما کماکان در گذاری تاریخی «اندر خم یک کوچه‌ایم»!

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار