نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

نقد و بررسی نمایشگاه

نمايشگاه خاطره‌ی شنای دسته‌جمعی در اقیانوس هنرمند مهسا طهرانی گالری باوان

خاطره‌ی شنای دسته‌جمعی در اقیانوس

یادم است زمان کودکی اگر سنگی صیقلی و گِرد می‌یافتیم، آن را برای بازی «یِه قُل، دو قُل» کنار می‌گذاشتیم. سنگ‌ها را با ذوق در دو دست جمع می‌کردیم و بعد از چند تکان کند و شدید بر روی زمین رها می‌کردیم. تنها چیزی که در آن لحظه برایمان اهمیت داشت ترکیب قرارگیری سنگ‌ها در کنار هم برای انجام بازی بود.

با این مقدمه به سراغ آثار مهسا طهرانی می‌روم. فیگورهایش (همان سنگ ها) سوژه‌هایی رها شده بر پس‌زمینه سبزرنگ بوم هستند که دشتی بی‌کران را تصویر می‌کند. فضای کلی آثار از هیچ قاعده‌ای در ترکیب‌بندی پیروی نمی‌کند. چشم‌مان از سوژه‌ای به سوژه دیگر پرتاب می‌شود و در نهایت بی‌نتیجه چشم از روی اثر برداشته و به سراغ اثری دیگر می‌رویم. این عدم کمپوزیسون البته قطعا تعمدی هنرمند در مجموعه‌ی «خاطره‌ی شنای دسته‌جمعی در اقیانوس» در کنار پس‌زمینه تقریبا هم‌شکل آثار، توجه ما را به ناچار به فیگورها معطوف می‌کند.

فیگورهای نقاشی‌های طهرانی هر یک کنش خود را دارند؛ تعدادی گویی بی‌هدف پرسه می‌زنند، عده‌ای سرخوشانه به هوا می‌جهند و دیگری مشغول معاشقه با معشوق است، گویی همگان در پایان هفته‌ای آخرالزمانی به تعطیلات آمده‌اند.

هرچقدر در این آثار پیش می‌رویم، بیشتر به جهان ذهنی هنرمند راه می‌یابیم. او از درون این آشفتگی به دنبال آرامشی رُمانس‌گونه است. تاکید او بر کیفیت‌های عاطفی و تخیلی زندگی، منطقی رُمانتیسمی به آثارش بخشیده، اما هم‌زمان ضعف هنرمند در تکنیک (عموما در فیگورها) از چشم‌نوازی آثارش کاسته است.

هنرمند با جداکردن کاراکترهایی از تابلوهای عریض خود و انتقال آن به تابلوهای کوچک‌تر به خرده روایت‌هایی می‌پردازد که به موجب این مهم مخاطب فرصت بیشتری برای اندیشیدن به کنش‌های فیگورها پیدا می‌کند.

مهسا طهرانی در اولین تجربه‌ی نمایشگاه انفرادی‌اش، ذهنی دغدغه‌مند و البته آرمان‌گرا را به نمایش گذاشته است. قطعا یکی از مهم‌ترین عوامل در خوانش و یا قضاوت در آثار هنرمندان، توجه به سیر کاری آنان است که این یعنی باید به انتظار دیگر نمایشگاه‌های هنرمند بنشینیم.

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار