نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

دانشجو

حنانه حیدری


نه فقط این پروژه، که به طور کلی، من برای شروع پروژه‌هام خیلی به روانم دقت می‌کنم! انجام هر پروژه‌ای در راستای شناخت خودم و درگیرشدن با ترس‌ها و اتفاقات روحی-روانیه که در حالت عادی جرأت نگاه‌کردن و مواجهه باهاشون رو ندارم. در واقع من با کارکردن خودم رو تراپی می‌کنم.
این پروژه هم به همین صورت شکل گرفت. سال نودوهشت غم درونم راکد شده بود. تنها چیزی که نجاتم می‌داد کارکردن بود تا بتونم این غم رو تبدیل به وسیله‌‌ای برای حرکت و فکر کردن کنم. شروع کرده بودم به کلاژ کار کردن و متریال این کلاژها اسکرین‌شات‌ها واتفاقات روزمره و عکس‌هایی بود که می‌گرفتم‌. به ترکیب همه این‌ها به شکل یک سری متریال تصویری نگاه کردم که می‌تونست فرمی رو ایجاد کنه و در واقع مثال بیرونی و فیزیکی از روند فکری و ذهنی من باشه.
مدیوم نمایش اثرم رو آرتیست‌بوک انتخاب کردم که از یک جعبه و رول پانزده متری کاغذ تهیه شده بود. روی این کاغذ کلاژها چاپ شدند و به حالت رول قابل چرخش درون جعبه قرار گرفتند. لوپی از حرکت شکل گرفت، بدون این‌که شروع و پایانی داشته باشه! این حرکت‌دادن و این روایت، مثل فکر کردن، از جایی شروع میشه و توی همین لوپ پیش می‌ره و می‌ره و می‌ره.

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار