نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

نقد و بررسی نمایشگاه

حضورغیاب

از عنوان نمایشگاه می‌توان حدس زد هدایی در پی القای حضور یک غیاب است. با دیدن اثر می‌توان این پازل را کامل‌تر کرد و فهمید که دقیقا چه غیابی مدنظر اوست؛ غیاب کسانی که از دید او سهمی در فضاهایمان داشته و امروز کم‌تر در آن سهیم‌اند: کارگران پالایشگاه‌های نفتی.
چیدمان متشکل از دستکش‌های کهنه‌کار، دکل نفتی، اسناد کارگران، نخ و از قول متن نمایشگاه کمی، اما در واقعیت مقدار زیادی تاریکی است. ابعاد اثر به نحوی است که می‌شود بخش‌هایی از آن را در طبقات مختلف مشاهده کرد و این بر هیبت این تاریکی افزوده‌ است. طراحی پاسیو به نحوی است که نه کل کار را به یک‌باره، بلکه بخش‌هایی از آن را از طریق کادرهایی که توسط دیوار گالری ایجاد شده‌اند مجزا می‌بینیم.
نحوه نمایش باعث شده احاطه بیشتری به اثر داشته باشیم و جزئیات بیشتری را ببینیم. در میانه‌ی دکل، اسناد کارگران را می‌بینیم که شبیه به مهری به بدنه‌ی آن می‌ماند و اثر را هویت‌دار می‌کند.
این‌که اجرای آن دقیق بوده و توانسته موفق باشد یا تلاشی است سردستی و حتی خام دستانه؟ پرسشی است که می‌توان به آن اندیشید…
التبه در زمانه‌ی گرمی بازار هنرمندانی که از کلیشه‌های هویتی بهره می‌برند، شاید کمی اندیشیدن به چنین آثاری ضرری هم نداشته باشد.
آن‌چنان که در متن نمایش آمده، او با این ترکیب و نمایش دادن آن در گالری گویی کار یدی کارگران را در مقابل نظام سرمایه‌داری قرار می‌دهد که این هم به نظر یکی از آن دست‌آویزهای کلیشه‌ای برای دادن اهمیت دوچندان به آثار هنری است، فارغ از این‌که خود اثر قدرت بیان آن را داشته باشد یا خیر. شاید درنظر بگیریم که هنرمند نقشی نداشته باشد اما آیا می‌شود چیزی را برخلاف میل هنرمند به اثرش چسباند؟

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار