نوشت‌آرت

NeveshtArt

ســـــطرهایی از

هــــــــــنر امــــــروز ایران

نقد و بررسی نمایشگاه

بوطیقای آب

هنرمند می‌گوید زمانی که همه از ترس و نگرانی به خانه‌هایشان پناه برده بودند (ابتدای ورود کرونا و ادامه آن) او شروع به سفر کردن کرده است تا بتواند این خالی شدن و تنها ماندن را ثبت کند. او به جنوب و شمال سفر کرده که بتواند درگیری‌اش با آب و تنهایی‌اش را به تصویر بکشد. با این حال، هیچ‌گاه نه از لابه‌لای صحبت‌هایش و نه از متن نمایشگاه علت این درگیری یا این‌که خود این درگیری چیست را نفهمیدم.
عکس‌هایش را با دوربین ۱۳۵ و نگاتیو رنگی تاریخ‌گذشته گرفته است و آن‌ها را در ابعاد بزرگ چاپ کرده است. اولین عکس او، تصویری محو از دریا است که به دلیل عدم وضوح و چاپ در ابعاد بزرگ و هم‌چنین عدم کنترل روی نگاتیو تاریخ‌گذشته تبدیل به گرین و ایرادات فنی شده است و در لابه‌لای این اشکالات تصویر کم‌کم خود را نمایان می‌کند. البته خود بابک می‌گوید که این تخریب‌ها آگاهانه است و عمدی، اما به نظر اضافه‌کاری است و صرف دل‌بستگی بابک باعث شده آن را ببینیم، نه آن‌که خود عکس در حال ایجاد معنا باشد! این عدم وضوح همین‌جا تمام می‌شود و دیگر تکرار نمی‌شود.
نمایش چندپاره است و از هرچیزی مقداری دارد، در جایی محو و جایی دیگر واضح، درجایی سیاه‌وسفید و جایی دیگر رنگی. باید پرسید آیا کنار هم نشسته‌اند؟ یا معنای هم‌دیگر را تقویت می‌کنند؟
نمایش بوطیقای آب هیچ‌گاه نوید تصویر یا اندیشه‌ای جدید را به ما نمی‌دهد و هر آن چیزی است که بارها دیده‌ایم و فهمیده‌ایم، البته بدون هیچ‌گونه تعمیق و تعمق. حتی عنوان هم بارها و بارها نشخوار شده و دیگر جذابیتی که مدنظر هنرمند بوده است را ندارد. البته ایرادی هم ندارد، چون هنرمند می‌گوید برای لذت شخصی درحال فعالیت است.
در این نمایشگاه بیش‌ترین زمانی را که جلوی یک قاب ایستادم، متن بیانیه آن بود که در ابتدای ورود و بر دیوار سمت چپ نصب شده بود. متنی که توسط سهراب احمدی نوشته شده و به گفته خودش در بین نظریه‌های مختلف گشته و پس از مشورت با استادش به این نتیجه رسیده که می‌تواند آن‌را به کارها بچسباند. البته فارغ از این‌که بداند دیگر این فلسفیدن‌ها نخ‌نما شده‌اند و حتی این‌که آیا خود آثار پتانسیل همراهی با چنین متنی را دارند یا خیر.

گزارش تصویری نمایشگاه‌ و آثار